سيد محمد باقر برقعى

1529

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ملل و نحل ، 9 - احوال ابن يمين ، 10 - نصايح فردوسى ، 11 - اندرزنامهء اسدى طوسى ، 12 - احوال سلمان ساوجى ، 13 - قانون اخلاق ، 14 - ترجمه تاريخ قرن هيجدهم ، 15 - ترجمهء تاريخ چنگيز ، 16 - ترجمهء نادر شاه ، 17 - ترجمهء اول آثار ايران ، 18 - ترجمهء نصايح اپيكتتوس حكيم ، 19 - ترجمهء رمان ديسيپل ، 20 - ترجمهء تئاتر آنوش منظوم ، 21 - ترجمهء ارداويراف‌نامه از پهلوى ، 22 - ترجمهء اندرز اوشنر از پهلوى ، 23 - ترجمهء اندرز آذرباد ماه سپندان از پهلوى ، 24 - تدوين و چاپ ديوان خسروى ، و چند اثر ديگر . ياسمى در شعر به شيوهء اساتيد باستان شعر مىسرود و اشعارش از مضامين نو مشحون است و در سرودن انواع شعر قدرت بسزايى داشت در سال 1312 منتخبى قريب دو هزار بيت از اشعار او وسيله بنگاه خاور انتشار يافت و آنگاه كليات اشعارش به اهتمام دانشمند محقق و فاضل ارجمند دكتر محمد امين رياحى تصحيح و چاپ و منتشر شد . اميد دل آوخ كه دوست رشتهء الفت گسست و رفت * زنجير عمر ما به اميدى نبست و رفت چون طاير شباب هراسان بود و زود سير * بر شاخسار عمر زمانى نشست و رفت آن شيشهء اميد كه دل بود نام او * سنگين‌دلى ربود و فكندش ز دست و رفت او جان عشق بود و چو دريافت فرصتى * از تنگناى صحبت ياران بجست و رفت تابى به زلف داد و دل از من گرفت و برد * دورى به چشم داد و مرا كرد مست و رفت صيّاد بود ، ليك ندانست رسم صيد * دشتى شكار ديد و يكايك بخست و رفت رسمى عجب گذاشت در آيين صفدرى * آن صف‌شكن كه خاطر ياران شكست و رفت جان را اسير كرده چو باز آمد از شكار * بگرفت دين و دل ز پى ناز شست و رفت گفتم روا مدار كه نالد ز غم « رشيد » * گفتا « بنال ، ناله تو را بهتر است » و رفت شمع انديشه چراغيست انديشه در مغز مرد * كه بنمايدش ره به هر كار كرد دهد روشنى راز تاريك را * نمايد به دو راه باريك را نهانخانهء جان به دو روشن است * وز او دل چو آراسته گلشن است چو خواهى كه بينش نگردد تباه * ز بادش همىداشت بايد نگاه